سلام رفقا . مهدی قدیمی بازم اومد تا بهتون بگه دوستتون داره هرچند که بعضیا با کم لطفیا و ضد حالایی که
میزنن واقعا چوب لای چرخ وبم می کنن اما به هرحال دوستتونم دارم و از صمیم قلبم واستون آرزوی نشاط
روزافزون رو دارم
امروز واستون یه آپ دو قسمتی کردم که در قسمت اول ، عاقبت دروغگویی به زنان رو واستون نوشتم و در
قسمت دوم هم نام قدیم شهرای ایران رو بهتون هدیه دادم که امیدوارم با نظرات ، انتقادات و
پیشنهادات سازندتون باعث پیشرفتم بشین .
در قسمت اول و طبق رسم قدیمی این وبلاگ متن این ترانه رو تقدیم می کنم به کتی جوووووووووووووووون
که امیدوارم یه روز از تعلیق کاری دربیاد و مثل همیشه شاد و خندون ببینمش :

نیاز
تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره
رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره
من نیازم تورو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی ، لطیفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه
من نیازم تورو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو مثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خاک کردن یک عروسکی
من نیازم تورو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا می سازن
گلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن
اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی
برای بردن تو با اسب بالدار می تازن
من نیازم تورو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
خواننده : فریدون فروغی
هیچوقت به یک زن دروغ نگوئید
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش
برای ماهیگیری به کانادا برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین
لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی
ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است
دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون
لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود.
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟
  
نام قدیم شهرهای مختلف ایران
اراك: سلطانآباد
اردبیل: فیروزگرد، اردپیل، بادان پیروز، پیروز رام
ارومیه: ارمیه، اورمیه، رومیه، رضائیه
اصفهان: انزان، گابیان، گابیه، جی، كی، اسپاهان، سپاهان، اسپهان، صفاهان، اسفاهان، اسبهان، اسفهان،
اسباهان، گابا، اسپادانا، آپادان، آپادانا، رشورجی، یهودیه، اصبدانه
اهواز: جمع هوزی یا سوزی، ناصری، سوقالاهواز، هرمزاردشیر، رامشهر، اگینیس، تاریانا، اوكسین
ایلام: پشتكوه، عیلام، انزان، انشان
بابل: بارفروش
بجنورد: بیژن گرد، بوزنجرد، چرمغان
بروجرد: وروجرد، وروگرد، ولوگرد، بروگرد، اروگرد، پیروزگرد
بندرعباس: گمبرون، عباسی
بوشهر: ریشهر
بیرجند: برجند، برجن، برکن، بیرگند
تبریز: داوریژ (به ارمنی یعنی انتقام)، تورژ (tavrezh)
تهران: طهران (از توابع ری)
خرمآباد: شاپورخواست
رشت: بیهپس
ری: رقا، رگا، رگها، راك، راگ، پیروزرام، راگس، راجس، ریاردشیر، محمدیه
زابل: نیمروز
زاهدان: دزداب
زنجان: خمسه
ساری: سارویه، طوسان، زدركرد، زادراكارتا، وَرنَه، فناكه (phanaca)، سیرینكس (syrinx)، اوهر، نارنجه كوتی
سمنان: ؟
سنندج: سنه دژ
شیراز: تی را سی ئیش
شهركرد: دهكرد
شوش: شوشن یا شوشان
شوشتر: ششدر (شش دروازه)، شوشدر
قزوین: كژین، كشوین، كشرین
قم: ؟
كرمان: بردشیر
كرمانشاه: قرماسین، كامبادن، كرمانشه
گرگان: وُركان، هیركانیا، جرجان
مراغه: ماداوا، رغه، مارگیانا، افرازهرود، مراغا
مشهد: سناباد (از توابع طوس)
Nivak - Shahpuhrنیشابور: نشابور، نشاپور، نیشاپور، نیسابور، نیوشاهپور، نیوك شاهپوهر
همدان: امدانه، هگمتان، هنگمتان، اگباتان
یاسوج: تل خسرو
یزد: منسوب به یزدگرد، زندان سكندر، ایساتیس، فرافیژ
دوستتون دارم و منتظر نظرای خوشگلتون هستم 
یا حق 
برچسبها: عاقبت دروغگویی به زنان, نام قدیم شهرها
|